وای بچه ها حالم ازش بهم میخوره دیگ
چن روز پیش ک میخاست بره گفتم بریم مانتو بگیریم ک منم بیام بعضی دوستاش بازناشون بودن نیومد مانتو بگیریم و خودش رفت
ازاونروز باهم سرسنگینیم
امروزم بااخم گفت میخاد بره
الان اومدم بهش بگم اگه میخای بریم ولی خونه خالت نریم هنوز دهنمو بازنکرده گفت ازمانتو پانتو خبری نیس
منم گفتم کی خاست ازمانتو بگه
بعدشم گفت گفتم بدونی
منم عصابمخردشد گفتم هرقبرستونی میخای بری خودت برو