یاد یه خاطره افتادم
دوستم تعریف میکرد شوهرش چند سال پیش یه روز فیلم ترسناک میگیره میاد هی تاکید میکرده به دوستم که اگه میترسی نذارم ، اونم میگفت نه بابا بذار 😢
خلاصه فیلمو میبینن دوستم نصف شب بلند میشه میبینه شوهرش پتو رو سرش کرده رو چشاشم کشیده فقط نوک دماغش بیرونه 😂😂😂
میگفت عین جنین خودشو جمع کرده بود زیر پتو 😁