به جای غر زدن و بحث مستقیم غرور داشته باش. همسرت اصلا ذره ای نباید فکر کنه که شما نسبت به مادرش فکر منفی داری. اون وقت حساس میشه و مدتها طول میکشه تا درستش بکنی. پس حس رقابت با مادرشوهر رو از سرت بیرون کن. کاملا حق با شماست که دوست نداری همه جا با مادرشوهر بری یا تمام مسائل زندگیت به اطلاع ایشون برسه اما یک روزه یا با جنگ و جدل و بحث که این طوری نمیشه.
اول شوهرت باید متقاعد بشه که شما مادرش رو دوست داری. تا وقتی که قلبا این طور نباشه هیچ فیلم بازی کردن و خودشیرینی کردنی هم فایده نداره. گاهی با مادرشوهرت دوتایی بدون شوهرت بیرون برید. کمی با هم صمیمیت پیدا کنید. بذارید مادر همسرت هم اطمینان پیدا کنه که پسرش همسر بامحبت و البته باعرضه و توانایی داره.
اگر همسرت گاهی توی صحبتها نظراتی میده که میفهمی نظر مادرشه اصلا به روی خودت نیار که چه کسی حرف رو به ایشون گفته. اگر موافقی که بپذیر و اگر مخالفی دلیل بیار نه این که بگی اوه مامانت تو گوشت گفته این کار رو بکن؟ قبول که همسرت بی تجربه است و تو هم همین طور و مادر همسرت نقش مشاور براش داره. تا نقشش کم رنگ بشه طول میکشه