چقدر خوب که به دنبال چهارچوب فکری مستقلی هستید. در جامعهای که فرمودید، دو راه وجود داره.
یکی اینکه از خیر آبرو، حمایت خانواده و شان اجتماعی بگذرید و آنقدر ماجراجویی کنید تا بتوانید به خواستهتون که دید و ادراک شخصی و مخصوص خودتان است برسید.
راه دیگر اینکه، از ریسکهای کم ریسکتر شروع کنید. ماجراجوییها را از دور دنبال کنید. قبل از اقدام، خوب همه ی جوانب را تحقیق و بررسی کنید.
راه دیگری هم البته هست، از جامعهی خانواده و آشنایان ( تا جایی که امکان دارد ) دور شوید. با آدمهای مختلف دیدار کنید. هر آدم مجموعهای از کارهاست، با شناخت شخصیت آدمها میتوانید اثرات کارهایی که انجام داده یا میدهند را ببینید.
نکته ای که در ریسک کردن اطمینان را بالاتر میبرد این است که در همهی احوالات حداقل ۱ آدم قابل اعتماد را همراه خودتون داشته باشید. آدمی که با شما تعهد دارد ( در ارتباطتتان چیزی برای از دست دادن داشته باشد ) قابل اعتماد است. در غیر این صورت به هیچکس نمیتوانید اعتماد کامل داشته باشید.
بی قید بودن یعنی شما به همه چیز بله بگویید.
قید داشتن یعنی حتی دزد باشی، ولی هیچوقت از فقیر دزدی نکنی.