سلام دیشب نمیدونم چجوری شدبعدکلی دعواباهمسرم اشتی کردم باورتون نمیشع نمیدونم چجوری شدشرایطوقبول کردم امااون هیچیوقبول نکردفقط قبول کردبمونه چندروزدیگه برم خونسون.ولی من دیگه اصلاهیچ حسی بهش ندارم ازهمشون متنفرم. امروزپدرم گفت بیادحرفامونوبزنیم توخونه ک نیومدحسم بهش بدترشدازش متنفرشدم 😔😔دلم خیلی پره ازش خیلی دلم گرفته😢😢😢😭