تولد یک از دوستام بود گفت نری لباس امد کردم پوشیدم اینقدر گفتم نزاشت منم گفتم خدا کن خواهرت یک شوهر گیرش بیاد که محدود بش ببین دار عذاب میکشه نتونی کاری انجام بدی بلند شد خیلی بهم تو گوشی زد با پشت دستش زد تو دهنم لبم پاره شد مو هامو گرفت تا اتاق کشید پرتم کرد تو اتاق یک تیکه از مو کند شد تو دستش درو روم قفل کرد صورتم خیلی درد میکنه