یکی از بچه های دانشگامون...این بنده خدا خوش قیافس راستش دیگه کم کم بین منو دوستام شد نگین بحث ما
و کلی شوخی ام میکنیم این بنده خدا چون اصلا ریش و سبیل نمیزاره سر همین راستش کلی خندیدیم در عین کراش زدن😐😅 خلاصه یه روز تو دانشگاه یهو یه دختره ای اومد....
خیلی یهویی شروع کرد به صحبت کردن و خیلی خودشو به ما نزدیک کرد منو دوستمم داشتیم میخندیدم و اتفاقا بحث همین بنده خدارم میکردیم خیلی سرخوش بودیم و میخندیدیم گرچه اسمشو تو حرفام نگفتم ولی اطلاعات از چهرش و اینا دادم راستش قصدم این بود از دختره اطلاعات بکشم بیرون ولی خب برعکس شد!
هستین بقیشو بگم؟