منظورتون چیه هر وقت حرف میزنم باز چرت و پرت میگه حرفای خودشو میزنه من باهاش شوخی کنم فکر میکنه دارم باهاش لج میکنم🙂 من یکم بخاطر شلوغی تو بازار تا با کسی برخورد نکنم ازش فاصله میگیرم ناراحت میشه
من یکم میخندم بهم گیر میده با اینکه اون با زنای فروشنده یا حالا منشیا میخنده بهم اجازه نمیده با داداشاش حتی حرف بزنم بعد خودش به زن داداشاش دست میده حرف میزنه و شوخی میکنه
بهم اجازهی کار یا تحصیل نداد ولی خودش تا دوازده شب بیرونه برامون خونه نگرفت چون میترسه خطایی بکنم
هر هفته بهم یادآوری میکنه قوانین مزخرفشو ...
نمیزاره دوستامو ببینم اصلا .
اگر بخوام راجب خواهراش بگم اونا راحتن صحبت میکنن میرن بیرون زندگیشون راحته ...