2777
2789
عنوان

مادرشوهر‌

| مشاهده متن کامل بحث + 307 بازدید | 37 پست
شوهرم سمتم هست . دوستمم داره . گاهی در برابرشون سکوت می‌کنه و فاصله میگیره . و اونا نمیغهمن فک میکنن ...

اونا مهم نیستن 

مهم اینه شوهرت بفهمه 

به مرور اونام میفهمن یا صبر شوهرت تموم میشه خودش جلوشون وایمیسته

دوراهی بین مـَـعرفت و مـَــنفعت ، تنها جاییه که ذات آدما مشخص میشه

اونا مهم نیستن  مهم اینه شوهرت بفهمه  به مرور اونام میفهمن یا صبر شوهرت تموم میشه خودش ج ...

اینو همش یادم می‌ره . چکار کنم دست خودمم نیست یک مدت بیخیالم یک مدت حساس. آخه بخاطر حرف های نسنجیده مادرش منو خیلی اوایل دعوا میکرد رودلم مونده . 

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

اینو همش یادم می‌ره . چکار کنم دست خودمم نیست یک مدت بیخیالم یک مدت حساس. آخه بخاطر حرف های نسنجیده ...

شوهر منم همین طور بود

فکر میکرد مادرس قدیسه ست 

کم کم که سکوت من و طعنه و اذیت های اونا رو دید 

خودبه خود نظرش عوض شد

اون اوایل خانوادشبخاطر همین موضوع تا تونستن خون به دلم کردن 

ولی الان از ترس شوهرم نمیتونن کمتر از گل بگن 

چون شوهرم برخورد میکنه 

الانم روش شون رو به محبت کردن تغییر دادن ب

به من و بچه ها خیلی محبت میکنن  انصافا

ولی خاطره ها فراموش نمیشه 


من هرگز بدون شوهرم خونه مادرش نرفتم و نمیرم 

هفته ای دو هفته ای نهایت دو یا سه ساعت میریم


دوراهی بین مـَـعرفت و مـَــنفعت ، تنها جاییه که ذات آدما مشخص میشه

شوهر منم همین طور بود فکر میکرد مادرس قدیسه ست  کم کم که سکوت من و طعنه و اذیت های اونا رو دی ...

اره منم باید به آرامش خودم فکر کنم خودمو کمتر حرص بدم سرگرم کنم . سی سالمه ولی ده سال بزرگتر به نظر میرسم . مادر شوهرم چون حرف هاشو میزنه بیا ببین به چ سرحالی هست . 

اره منم باید به آرامش خودم فکر کنم خودمو کمتر حرص بدم سرگرم کنم . سی سالمه ولی ده سال بزرگتر به نظر ...

به نظر من بهترین جواب 

بی محلی و بی تفاوتی هست

حرفاش و بزنه ، باز تو رویه خودت رو برو


دوراهی بین مـَـعرفت و مـَــنفعت ، تنها جاییه که ذات آدما مشخص میشه

من هفته ایی یکبار شبای جمعه با فامیلا شون میبینمشون . جلوی همه دعوت مون می‌کنه ولی در کل بی احترامی ...

خب مادر شوهر من مثل مادرشوهر شما سیاست نداره. دعوت کردنش همون سال اول بود همون موقع هم با کلی تیکه انداختن. و بی احترامی های دختراش. بماند که هیچ کاری نکردن برای پسرش. دریغ از یه هدیه چه برسه عروسی و فلان. ما همین طوری رفتیم سر خونه و زندگی مون. بچه دار که شدیم بدتر کرد اصلا دعوت نمی‌کرد بدتر حرص دادن طوری که من به خاطر حرص خوردن بیمارستان بستری شدم پنج روز و ملاقات نیومد. بعد زایمان هم بدتر کرد هیچ غلطی برای بچم نکردن دیگه از چشم شوهرم افتادن. شوهرم میخواست که با بچه بریم خونشون راه نمیداد هی بهونه میآورد که نیان اینجا. دیگه شوهرم قطع ارتباط کرد. بعدشم که فحش دادن بهم بخاطر اینکه شوهرم نمی‌رفت اونجا. الآنم من و بچه نمیریم شوهرم رو خودم ماهی یک بار می‌فرستم. فقط اونا نیان خونم. برای اونا هم بچه مهم نیست و سراغش نمیگیرن. شوهرمم بهشون گفته خودم میام و میرم. اونا هم خوشحال شدن. 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز