من دیروز ظهر اومدم خونه بابام
خودمون شهر دیگه ایم که با ماشین 1 ساعت راه هست با اتوبوس دو ساعت
قرار بود صبح شوهرم ماشین از داداشش قرض بگیره بیاد دنبالم داداشش نداد گفت عصر
عصرم گفت شب
شبم رفته پارتی گفته صبح
منم هم حوصلم سر رفته
هم دلم میخواد برم خونه خودم که نمیتونم
هم اعصابم خورده
شما در چه حالین