پدرشوهر و مادرشوهر من سنگ دل ترین آدمایی هستن که تا حالا دیدم، شایدم چون خودشون دختر ندارن اینجورین، از بی رحمی هاشون یه مورد رو تعریف میکنم:
دوران عقد گاهی چند روز خونه شون میموندم که شهر خودمون نبود، یه روز رفته بودم دکتر و تا کارم تموم شه هوا تاریک شده بود، شوهرم یه جلسه کاری داشت، زنگ زدم به پدرشوهرم که بیاد دنبالم، ولی خیلی راحت گفت خونه ام و سختمه ماشین روشن کنم بیام و من کلی علاف شدم تا برسم خونه و بعدش ابراز ناراحتی کردم و نرفتم باهاشون شام بخورم بعد اونا طلب کار هم بودن و گفتن ما نازتو نمیکشیم و از خونه بیرونم کردن😣😣😣