2777
2789
عنوان

تاپیک جامع ***زایمان طبیعی پس از سزارین***

| مشاهده متن کامل بحث + 1803985 بازدید | 90792 پست
البته شنیدم ها دوستم، از صحت و سقم ماجرا چندان آگاه نیستم. ولی هر چی باشه طبیعیه و هیچ نگرانی نداره. ...

رحمت داره بزرگ میشه، چند وقت دیگه که از تو لگن بزنه بیرون دردت کمتر میشه یا کلا از بین میره

رحمت داره بزرگ میشه، چند وقت دیگه که از تو لگن بزنه بیرون دردت کمتر میشه یا کلا از بین میره

آخه اصلا سر پسر اولم همچین دردی نداشتم!یا اگه داشتم خیلی کم بود. خدا خیرت بده باز امیدوار شدم، میگفتم تا آخر بارداری باهامه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نه هیچی!    

گلدونه عزیزم اول از هرچیز توی ذهنت ورزش کن. یه جای آروم دراز بکش و تکنیک های تن آرامی و تنفس رو اجرا کن. به خودت ۲۰ دقیقه وقت بده، اگه زیاده برات با ۵دقیقه شروع کن. چشماتو ببند و سعی کن چند تا تنفس عمیق شکمی بکشی. برای اینکه مطمئن شی درست انجام میدی، یه دستتو بذار روی شکمت، یکی روی سینت، دست روی شکم باید خیلی بیشتر از دست روی سینه بالا و پایین بره. بعد از هر دم چند ثانیه نفستو حبس کن و به این فکر کن که چه هوای مطبوع و خنک و پراکسیژنی رو وارد ریه هات کردی و حالا چقدر با تنفس این هوا خودت و بچه شاداب ترید، بعد بازدم مثل فوت کشدار و فکر کن که تمام خستگی ها و دردها و نگرانی ها با این هوا به بیرون فرستاده شده. بعد از چندتا تنفس خوب شروع کن به ریلکسیشن یا تمرکز. برای ریلکسیشن، اعضای بدنت رو از نوک انگشت های پا، بعد کف پا، بعد ساق پا و.... تا فرق سر شل کن. برای تمرکز هم تک تک اعضای بدنت رو با همون ترتیب ریلکسیشن تصور کن. مثلا مدتی فقط به کف پات فکر کن که الان چه حسی توش هست. اون موقع حس میکنی مثلا چقدر گرمه، یا مثلا چقدر منقبض شده، یا...... خلاصه چند دقیقه فقط به اعضای بدنت فکر میکنی. بعد از هر دو روش هم باز چندتا تنفس عمیق شکمی و بعد باز کردن چشما. وقتی تو این کار واردتر شدی، تمرینایی که میخوای انجام بدی رو توی ذهنت تصور کن که داری انجام میدی. مثلا فکر کن گربه شدی، یا سگ شدی، موش شدی، درخت شدی، یا کوه یا هرچی و بعد در حین انجام اون حرکت چقدر حس خوبی داری و بچه توی شکمت چقدر حالش بهتره. مرحله بعدی هم انجام حرکت رو شروع کن. هر حرکت رو هم تعداد کم هم مدت زمان کم اجرا کن. بعد تعداد دفعات اجرای حرکات در طول روز رو زیاد کن و بعد شروع کن به افزایش تدریجی زمان و تعداد حرکات در هر بار

نه هیچی!    

راستی اینم یادم رفت بگم که ورزشای زایمان آسون رو نباید تا هفته۳۵ انجام بدی خانم قشنگ

الان هدف از ورزش فقط تحرک، اکسیژن رسانی، شادابی و کم کردن درد و خستگیه

بله ویبکی هستم  مامای همراه که خودشونم میدن حالا واقعا کمکی هم میکنه و خوبه؟

نمیدونم  بیشتر بستگی به ماما داره و روحیه خودت اگه مامای همراهت خوب باشه خیلی کمک کننده س ولی خب متاسفانه همه جور ادمی پیدا میشه یکی دلسوزو باوجدانه یکی هم فقط میخاد ساعتش پر بشه

 خیلی وقتا دلیل اینکه بعضیا میخان سز شن همین کم اوردنشونه که اگه مامای خوب کنارت باشه نمیذاره کم بیاری و تسلیم شی 

واقعا تشخیصش سخته کی خوبه کی بد خدا خودش سر راه همه مون ی تیم خوب و دلسوز قرار بده 

از همه دوستای عزیزم ممنون بابت پیام های دلگرم کننده تون ...انشالله که کشورمون جوری فرهنگ سازی بشه که رو به سمت زایمان طبیعی بیارن و البته زایمان های فیزیولوژیک که بدون بخیه و اپیزیاتومی باشه.... کلاس های ورزش بارداری رایگان بشه و تحت حمایت تا همه بتونن برن و استفاده ببرن ...و البته مامان های قوی پرورش بده که به خاطر زشت شدن واژن و این جور مزخرفات خودشون رو در تله سزارین نندازن ... ای کاش همه مادرا آگاه بشن و از مزایای زایمان طبیعی استفاده ببرن و زایمان سزارین رو به عنوان فقط یک نجات دهنده بهش نگاه کنن نه زایمان آدم های با کلاس و فرار از درد های  مادر شدن که البته اون درد ها رو مادر های سزارینی بعد از عمل چند برابر هم دارن تحمل میکنن ولی به روی خودشون نمیارن ... دعا میکنم همه دختران سرزمینم در آینده مادرانی قوی و سالم و ورزشکار باشن تا اولین انتخابشون برای زایمان طبیعی باشه نه تیغ جراحی ... همه رو به خدا میسپارم حق نگهدارتون 

از همه دوستای عزیزم ممنون بابت پیام های دلگرم کننده تون ...انشالله که کشورمون جوری فرهنگ سازی بشه که ...

خوشکلم حالا زمان میگذره می بینی اوضاع خیلی بهتر میشه و این روزها توی خاطرت کمرنگ میشه

زایمان فقط یه بخشی از مسیر مادریته

کم کم نیازهای نوزاد جدید جایگزین همه روزهای سخت میشه.

مادر ذهن فراموشکاری داره به اذن خدا

تا یادش نیاد چه روزهای سختی رو تحمل کرده

امیدوارم این دعاها در حق همه مستجاب بشه




من یه تعبیری دارم چون ممکنه بقیه چندششون بشه نگفتم توی سایت، ولی نگاه من به اون خونی که توی سزارین اجباری و بعضا تحمیلی میدونی چیه؟ خون یه شهید که روی زمین میریزه. شهید یعنی گواه. ما همه تلاشمونو کردیم. توی همین سیستم تلاش کردیم. اگر فرصت رو ازمون گرفتن، عوضش گواهی هستیم برای بقیه. خدای بزرگ «به زودی» عوض این تلاش هارو میده

فقط کاش نیت هامون خالص خالص باشه.

خدا روی ناامیدی بنده ش حساسه. بلا تشبیه، حضرت عباس اوج کسانیه که ناامید شدن، عوضش ببین خداوند چه نتیجه ای بهش داده. دیگه شده باب الحوائج تا هیچ کس ناامید از حرمش بیرون نره.

زدم_صحرای_کربلا#  


واقعا توی تموم زندگی ما مادرها این عرفان جریان داره.

ناراحت نباش.

من هرجا تقدیر جوری بچرخه نرسم به هدف میگم مهم نیست. الان تو اکیپ حضرت عباسم که نتونست آب ببره برای خیام اهل بیت.

خداوندا مرا اولاد بسیاری عطا فرما... که در راه حسینت لشکری از خون من باشد... شبهای قدر رفت و دیوانه‌ی تو باز... تقویم را به شوقِ محرم زند ورق...کربلا روزی هر کس شد گوارای وجود... آرزو ماندن به دل هم قسمت جامانده‌هاست... بعد زوار حریمت حالی از ماهم بپرس... نوبتی هم باشد آقا نوبت جامانده هاست
خوشکلم حالا زمان میگذره می بینی اوضاع خیلی بهتر میشه و این روزها توی خاطرت کمرنگ میشه زایمان فقط یه ...

باران جان انشاءالله که یه متخصص کار بلد که مومن و متعهد باشه خداوند سر راهت قرار بده... خیلی خوبه که تلاش میکنی که در اردبیل هم ویبک تعریف بشه و بنظرم همینه چندجا زنگ زدی و گفتی حتی با اینکه مخالفت هم کردن خیلی کار بزرگی انجام دادی..‌‌.

فقط یه نظر شخصی بدم! منم اگر جای شما بودم این تلاش انجام میدادم ولی مثلا اگر تا هفته ۳۶ یا ۳۷ کسی رو پیدا نمیکردم میومدم تهران.... نمیدونم اینکار درسته یا نه شاید یکم تنبلی یا خودخواهی توش باشه ولی راستشو بخوای تجربه اخیر بچه ها باعث شد این حرفو بزنم واقعا اینکه صلاح هرکسی چی هست فقط خدا میدونه ولی امکان داره اتفاقای غیر قابل پیش بینی بیفته که فقط کسی که متعهد به زایمان طبیعی و البته تخصص تو ویبک داره بتونه کمک کنه

و یه تجربه شخصی میخوام بگم که تو خاطره زایمانم نگفتم و اینجا مفصل مطرح نشد!

از ابتدا قرار بود با خانم صابریان به عنوان عامل زایمان به بیمارستان شهرام برم زیر نظر خانم دکتر عمید که دوست داشت ویبک انجام بده ولی تجربه اشو نداشت..‌‌ منم گفتم خب همینکه مخالف نیست خوبه

ولی همون روزی که پیش ایشون ویزیت شدم فهمیدم که استرس و نگرانی ایشون از من بیشتر بود😐 در صورتی که خانم دکتر رجایی و مصطفایی که پیششون ویزیت شدم اینطور نبودن.

خلاصه که روز زایمان رسید و کیسه آب پاره شد دهانه رحم ۳ سانت بود بدون درد ولی بچه کاملا تو لگن بود ساعت ۹ شب که دردای ریز داشتم تو مطب بودیم که شنیدم خانم صابریان داره با خانم دکتر عمید تلفنی صحبت میکنن.... خب صداشون بلند بود منم شنیدم😉😁

کاملا اضطراب خانم دکتر برای من مشهود بود و انگار خانم صابریان داشتن ایشونو دلگرم میکردن که شرایط من خوبه دردا منظمه بچه سرش تو لگن هس و ...‌ دیرم اینجوری نمیشه رو کردم به همسرجان و گفتم باید دکتر و بیمارستان عوض کنیم!!!!! همسرجان چهره اش دیدنی بود😅😊

این قسمت رو خلاصه بگم که همسرجان راضی شد خانم صابریان هم بنده خدا حرفی نداشت حالا مونده بود اینکه به خانم دکتر عمید بگیم نمیایم و به خانم دکتر رجایی بگیم بیاد🙄این کارم خانم صابریان انجام دادن.... این پروسه تلفن کاری ۲ ساعت طول کشید... و در نهایت من رفتم امید و عامل زایمان خانم صابریان شدن.

و یه تجربه شخصی میخوام بگم که تو خاطره زایمانم نگفتم و اینجا مفصل مطرح نشد! از ابتدا قرار بود با خا ...


چه جالب! 

یعنی دکتر عمید اصلا سابقه انجام ویبک نداشت؟ یا کلا این مدلیه؟

منم تنها نگرانیم از دکترم همینه… یکم میترسه… یوقتایی من دلداریش میدم   

ولی خب چاره ای ندارم. اینجا بسختی تونستم ایشون رو پیدا کنم. دعا کن شرایط خوب پیش بره و ترس دکترم بریزه..   

برا من کاملا برعکس بود. سر هر سه. کلا بی اعتقاد شدم بهش.

پس نتیجه میگیریم:

۱) بچه هم بچه های قدیم که این چیزا هم روشون جواب میداده😁

۲)مامانای محترم اینقدر دنبال این فالگیرا نباشید. چون همه‌ی حرفاشون فقط ۵۰ درصد احتمال درست بودن داره😂😂

اینها که همش واسه خنده و شاد بودنه، انشاالله اعتقادتون به خدا همیشه ثابت و محکم باشه عزیزم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز