اینم گفته
محمد زکریا رازی:
شیمیدان، فیلسوف و پزشک ایرانی
از نخستین شخصیتهای علمی مشهور در جهان اسلام بود که عقاید دینی اسلامی مانند پیامبری محمد را نقد میکرد.
هانری کربن در مقدمهای که بر جامعالحکمتینِ ناصر خسرو نوشته (بخشی از آن با نامِ «نقد آراء محمد زکریای رازی در جامعالحکمتین» به فارسی ترجمه شدهاست میگوید:
رازی نبوت و وحی را نفی میکرد و ضرورت آن را نمیپذیرفت.
در تفکر رازی همهٔ انسانها قدرت و توانایی رسیدن به معرفت و دانایی را دارند و لذا از لحاظ توانایی کسب معرفت باهم برابرند و بر یکدیگر هیچ برتری ندارند.
از دیدگاه او مقتضای حکمت و رحمت الهی این است که انسانها همگی به منافع و مضار خود صاحب علم باشند و اگر خدا قومی را به نبوت اختصاص دهد به این معناست که آنها را بر دیگر انسانها برتری داده و این برتری باعث جنگ و دشمنی و در نهایت هلاکت انسانها میشود که این با حکمت و رحمت الهی سازگاری ندارد. کتب
کتابهای:
«فی النبوات»
که دیگران به طعن و استهزاء، نام آن را «نقض الأدیان» نهادهاند.
• «فی حیَلِ المُتَنَبّین»
• دیگران به طعن نام او را «مخارق الأنبیاء» گذاشتهاند.
رازی همه نوشتارهای دینی و اعتقادی او مورد سانسور قرار گرفتند و از میان رفتند
این تفکرات رازی موجب خشم علمای اسلامی علیه او شد و او را ملحد خواندند و آثار او را رد کردند و دست به نابودی آنها زدند.
او در این زمینه، کتابهایی نوشت:
«فی النبوات»
«فی حیَلِ المُتَنَبّین»
ابطال نبوات
رسالهای در ابطال معاد
مخارقالانبیا
حیلالمتنبئین
فینقدالادیان
اگر از مردم این مذهب (اسلام) سندی برای درستی مذهبشان خواسته شود،
آنها برانگیخته میشوند و خون هر آنکس که مخالفشان باشد و چنین بپرسد را میریزند.
آنها تفکر منطقی را ممنوع کردند و در کشتن مخالفانشان کوشش دارند.
از این جهت حقیقت تماما خاموش شده و پنهان میشود.
رازی بر خلاف دیگر فلاسفه جهان اسلام، فلسفه و دین اسلام را دو مقوله جداگانه و ناسازگار میانگاشت.
دلایلی از جمله باور وی به تناسخ و قدمای خمسه؛ تأکید زیاد وی براستقلال عقل؛ و نگارش دو کتاب به نام های مخاریق الأنبیاء و نقض الادیان در زمینه انکار نبوت