هفته قبلیم با دوستم رفته بودیم فلافلی
رفتیم طبقه دومش نشستیم
حالا فلافلیه از این کثیفا با پله ها آهنی قدیمی
موقع برگشتن دوستم سرش گیج رفت من با شجاعت تمام جلوتر راه افتادم
قدم دومو برداشتم دیدم یهو نشستم کف سالن😐
حالا همه داشتن میترکیدن اما تو رودروایسی قرار گرفته بودن😐
که خودم زدم زیر خنده اونام بعد من شروع کردن مگه دیگه ولم کردن😂
دیگه حتی از اون خیابونم رد نمیشم