من توی ۱۰ سالگی رشد سینا هام شروع شد فروردین۱۱ سالگیم بود. خیلی اصرار میکردم برام بخره نمیخرید میگفت هنوز زوده در حالی که نبود دیگه به بهونه سفارش دیجیتال کالا رفتم بخرم که دیدم چقدر گرونن و منم کلی چیز دیگه باید میخریدم پس رفتم نیم تنه های کاپ دار خریدم سبز بودن وقتی مامان میخواست سفارش بده اینا رو دید و فقط سری از روی نا رضایتی تکون داد و بالاخره سفارش داد وقتی آوردن دیدم کاپ هاش کوچیکن منم کاپ هر سه تا رو به هم دوختم و توی یکیشون گذاشتم خیلی عقده ای بودم
گذشت و گذشت و ۱۳ رو تموم کردم دیدم این نیم تنه هایی که آنقدر دوسشون داشتم نیستن منم دو تا سوتین از کشو مامانم کش رفتمو و برای خودم برداشتم وقتی دید متعجب شد ولی گفت باید یه سری لباس برات بخرم
کلا آدم عقده آیی بودم و با اینکه هیچ وقت مامانم راجب بلوغ باهام صحبت نکرد خیلی راحت و بدون دغدغه بلوغ رو گذروندم بدون کمک کسی ولی الله وکیلی کسی که همیشه کمکم بود تو بلوغ عمم بود