عزیزم بگو شوخی میکنی
ینی خونه و ماشین و شغل داشتی و فقط 28 سالت بود مینشستی گریه میکردی برا ازدواج؟؟؟ شرایطتت ...از آرزوهای محال زندگی منه.
37 سالمه. شکنجه عالمو ادمو تو خونه از بچگی بهم دادن و میدن. مادرم!!!! حیف اسم مادر. چه جنایتها در حقم کرده...
اما آرزومه یه خونه داشته باشم و شغل. شغل شغل. ازدواج که دیگه گذشت. یه بچه به سرپرستی میگرفتم. و همینم منو خوشبخت میکرد.
اما هیچی هیچ وقت برام جور نشد.