2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 567 بازدید | 131 پست
تا به فــراق خو کنم صبر من و قرار کو؟ وعده ی وصل اگر دهد طاقت اتظار کو؟

وی درد توام درمان

نمی گویم دستم رابگیر، یقین دارم که دستانم همیشه در دستان گرمت بوده، خدای من! هرگز دستهایم را رها نکن که من گم میشوم میان ازدحام گرگها و آدمها!!
تنها شدم از دیده ها پنهان شدم تنها نشستم با خودم ، من با خدا دل داده و دل برده ام زیبا شدم


ما چو ناییم و نوا در ما ز توست

ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست

بهت گفتم چه کاری داغونم میکنه و تو عالی انجامش دادی ):

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ما چو ناییم و نوا در ما ز توست ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست

تولی آنکه باید به خاطر سپرد

نمی گویم دستم رابگیر، یقین دارم که دستانم همیشه در دستان گرمت بوده، خدای من! هرگز دستهایم را رها نکن که من گم میشوم میان ازدحام گرگها و آدمها!!
تنها شدم از دیده ها پنهان شدم تنها نشستم با خودم ، من با خدا دل داده و دل برده ام زیبا شدم


مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

بهت گفتم چه کاری داغونم میکنه و تو عالی انجامش دادی ):

تولی آنکه باید به خاطر سپرد

تویی

نمی گویم دستم رابگیر، یقین دارم که دستانم همیشه در دستان گرمت بوده، خدای من! هرگز دستهایم را رها نکن که من گم میشوم میان ازدحام گرگها و آدمها!!
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

وهم ووخیال و حال منی فردای سبز من

نمی گویم دستم رابگیر، یقین دارم که دستانم همیشه در دستان گرمت بوده، خدای من! هرگز دستهایم را رها نکن که من گم میشوم میان ازدحام گرگها و آدمها!!
و خدا خواست ک یعقوب نبید یک عمر،، شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد


دانه ای را که دل مـوری از آن شاد شود

خوشی اش روز جزا تاج سلیمان باشد

بهت گفتم چه کاری داغونم میکنه و تو عالی انجامش دادی ):

در دایـــــره قسمت مـــــا نقطه ی تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

یار من بس که نکو بود نبودش مانند

نمی گویم دستم رابگیر، یقین دارم که دستانم همیشه در دستان گرمت بوده، خدای من! هرگز دستهایم را رها نکن که من گم میشوم میان ازدحام گرگها و آدمها!!
یار من بس که نکو بود نبودش مانند

در آن شهری که نامردان عصا از کور می دزدند من از خوش باوری آنجا محبت جست وجو کردم

می روم که خویش را با خودم بیاورم  با خودم چه کرده ام ؟ من چگونه گم شدم ؟باز می رسم به خود ، از خودم که بگذرم🧡💫🖤
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز