داستان ادیسون و نامه ای که مدرسه نوشته بود برای مادرش رو برو از نت بخون، بعد میبینی که آدمها برای این که به اهداف و آرزو ها و علایق شون برسند، بیشتر از استعداد و هوش، به انگیزه و اراده نیاز دارند.
ادیسون، شاید هزار برابر بیشتر از شما، از این حرفهای چرت و پرت در زندگی اش شنیده بود.
خیلی از انسان های موفق دیگه هم هستند که اطرافیان شون، رفتارهای مشابه معلم شما باهاشون داشتند، اما امروز به موفقیت رسیدند.
مثلاً احسان علیخانی وقتی اوایل وارد صدا و سیما شده بود و کم سن و سال بود، پشت صحنه کار می کرد، اونم نه کار خیلی مهمی، خلاصه سر اینکه نمیدونم با یک خانومی که نقش اول بوده، بلند صحبت می کنه و بخاطر ناراحتی اون خانوم، احسان رو از اونجا بیرون می کنند و احسان میره و با انگیزه بیشتری بصورت مستقل تلاش می کنه و بعد از چند سال همون خانوم، در یک کاری، احتیاجش به علیخانی میفته.........
از این ماجراها زیاده.
اصلا ناراحت نباش، توکلت به خدا باشه و تلاش خودت رو بکن تا به بهترین جاها برسی و مطمئنا میرسی.