2777
2789
عنوان

میترسم...

| مشاهده متن کامل بحث + 232 بازدید | 26 پست
برادر منم همیشه نصف شبا با شماره مختلف خارج بهش زنگ میزنن  یبار یکیشو جواب داد طرف داشت قران م ...

چرا خارجیا باید زنگ بزنن خب؟

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

شمارش که میفه ببین

اون دو رقم اولش چرا. فک کنم خارجیه

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
این شمازه هارو جواب نده معلوم نیست کی هستن یمدت رو  شماره ها زنگ میزدن انگاری هنوزم ادامه دار ...

بعد یعنی هکر و اینا بودن؟

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
اره برامنم داشت اذان میگفت یکیش البته صدای ضبط شده بود

پس شماره خارجه

متاسفانه راهی نداره باید خطتو عوض کنی

donnadarya@ خیلی دوست دارم مهربون امیدوارم بهترینا مال تو باشه💖😍😘
بعد یعنی هکر و اینا بودن؟

نمیدونم یسریا میگفتن اینا هکرن جواب ندید

تا آخر متوجه نشدم

خودم یادم نیست زنگ زدن بهم یا نه

ولی رو خط شوهرم زنگ میزنن نصف شب هم شده زنگ بزنن

چندشب پیش نصف شب زنگ زدن 

ترانه خون شبم ، قصه گوی تنهایی🌑

ای وای

گرخیدم

دیگ عمرا شماره ناشناس ج بدم

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
از پ روک سی و فیل تر شک ن هست که قبلا داشتی یا داری با منم زیاد تماس میگیرن دیشب ساعت 1:45تماس گرفت ...

اره، اره پر...و...ک...سی دارم

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
اره، اره پر...و...ک...سی دارم

نترس چیزی نیست فقط جواب ندی در جریان باشی

ی خوبی که شما داری میتونی شب ها گوشیتو خاموش یا سایلنت ویا بیرون از اتاق خواب بزاری  که مزاحم خوابت نشه

ولی منه بیچاره نمتونم گوشیم رو سایلنت کنم چه برسه خاموش  ی سره شبی سه تا 4 بار تماس دارم که باید جواب بدم همیشه آنکالم 

میاد و این شماره ها زنگ میزنن اعصاب خوردی واسم میمونه

به کسی شماره ندادم جوابم نمیده اما اخه کیه؟؟؟ بعد چرا نصف شب؟!

بردار حرفی نزن بببن کبه اگه مرد بود بده پدرشو در میارن والا

کاربری آقا هستم،،،،پرورده کوردم ایلام خاکمه....
2790
2778
2791
2779
2792