2777
2789
عنوان

گول زدن شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 1689 بازدید | 68 پست
نه، شاید یکی بهش بگه، شب زنت رفت، اصلا این کار و نکن.  شاید مخصوصا نصف شب بیاد. اصلا ریسک نکن. ...

درسته مرسی از راهنماییتون ❤

هر وقت دلت گرفت مداحی هزار دفعه مردم برات از حسین طاهری رو گوش بده حتما آرومت میکنه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

سر چی رفتی قهر؟چرا برا هرچیزی میرید قهر که آخرش هم مجبورید سبک برگردید....حالا مشکلت حل شد بعد قهری ...

شکاک هست مشکلم با قطع رابطه با همه و موندن تو خونه حل شد  من نمیخواستم برم مجبورم کردن 

هر وقت دلت گرفت مداحی هزار دفعه مردم برات از حسین طاهری رو گوش بده حتما آرومت میکنه

یموقع بعد زنگ میزنه بهشون فحش میده چرا اومدین تو خونه من ...بنظرم اینکارو نکن

اگه نشد اسنپ میگیرم یکی دوساعت میرم زود برمیگردم شب نمیمونم

هر وقت دلت گرفت مداحی هزار دفعه مردم برات از حسین طاهری رو گوش بده حتما آرومت میکنه

مطمئنی حالا واقعا میره روستا نمیخواد امتحانت کنه

نه مطمئنم فامیلمون فوت کرده پدرشوهرم و برادرشوهرم اینا هم میرن

هر وقت دلت گرفت مداحی هزار دفعه مردم برات از حسین طاهری رو گوش بده حتما آرومت میکنه

یعنی به چی شک داره منظورت مسائل ناموسیه

اره انتظار داره من به داماد برادرش سلام اینا نگم سلام میکنم میگه تو براش عشوه میای در حالی که پسره از من کوچیکتره من چرا باید براش عشوه برم

هر وقت دلت گرفت مداحی هزار دفعه مردم برات از حسین طاهری رو گوش بده حتما آرومت میکنه

ببخشید امضات یعنی چی ؟


کجاش ؟

🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمی‌خواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمی‌دانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)|| پس از تو، دیگر پذیرش نبودن ها، رفتن ها و پذیرش اینکه انسان ها نا امید کننده اند برایم راحت تر است (16شهریور1404)|| از من انسان جدیدی ساخته شده،کمی بی عاطفه تر کمی قدرتمند تر، کمی اجتماعی تر، اما در حق مردم مهربان تر شده ام، هنوز اعتقاد دارم اعمال انسان به او برمیگردد، از نگاه به گذشته بدم می آید، گذشته برای من تمام شده(1 آذر 1404)|||

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792