۵ساله ازدواج کردیم،دختر سه ساله دارم،شوهرم خیلی بی احساسه واصلا محبت کلامی و معاشقه نداره،خیلی بی احترامی میکنه وخانواده ش خیلی خیلی طلب کارن،همش توقع دارن بابای من پول بده چون داره،الان ۵ساله همش منو تحقیر کرده و خوردم کرده جایی و مهمونی ای نبوده بریم و کوفتم نکنه،الان من بهش گفتم طلاق میخوام که به خودش بیاد ولی بدتر شده انگار منتظر فرصت بوده ولی میگه خودت برو اقدام کن،ولی من میترسم از طلاق از آینده ی دخترم،ولی بینمون خیلی شکرآب شده ،خانوادشم خیلی بی احساسن و براشون اهمیتی نداره جدا بشیم حتی خوشحالم میشن که چیزایی که این مدت تو زندگی جمع و جور کردیم صاحب بشن،کلا مثل حیوون بی احساسن،حالا با این تفاسیر من چیکار کنم قلبا دلم راضی به جدایی نیست چون بین بد و بدتر مجبورم انتخاب کنم ،چند بارم سرکتاب باز کردم گفتن شما اول و آخر جدا میشین راهی نیست،کسی تجربه ای داره کمک کنه لطفا مغزم کار نمیکنه