2821
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 221 بازدید | 51 پست
یک ساعت عشق صد جهان بیش ارزد صد جان به فدای عاشقی باد ای جان

نگار من که ب مکتب نرفت وخط ننوشته ب غمزه مساله اموز صد مدرس شد

خدایم برایم کافیست،🤍🌱کاربری دست چند نفر است
دردم از یارست و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم

مرده بود زنده شدم گریه بودم خنده شدم دولت عشق امد ومن دولت پاینده شدم

خدایم برایم کافیست،🤍🌱کاربری دست چند نفر است

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن ازنی کِلک همه قند و شکر می بارم

من مانده ام مهجور از او دیوانه ورنجور از او گویی ک نیشی دور از او بر استخوانم میرود

خدایم برایم کافیست،🤍🌱کاربری دست چند نفر است
من مانده ام مهجور از او دیوانه ورنجور از او گویی ک نیشی دور از او بر استخوانم میرود


دستم به ماه می رسد امشب، اگر که عشق دست مــــرا دوبـــــاره بگیرد، مگــــر کـه عشق

بهت گفتم چه کاری داغونم میکنه و تو عالی انجامش دادی ):

نگار من که ب مکتب نرفت وخط ننوشته ب غمزه مساله اموز صد مدرس شد

دنیا چو شب و تو آفتابی
خلقان همه صورت و تو جانی

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همچو محو تماشای نگاهت

2823
2791
2779
2792