خیلی پیرمردا هیزن حال ادم بهم میخوره
منم یسری میخاستم برم دانشگاه راننده اسنپ ی پیرمرد بود اینقد زر میزد ک
میگف چرا نمیای جلو بشینی😐
و ازدواج کردی میدونی ازدواج کردی چیکار کنی و هر هر میخندید😐😐😐
من از خجالت اب شده بودم..حرومزاده بود خیلی.. ولی بعد گزارشش زدم