دلتو قوی کن
خودتو بسپار بخدا
خدا خودش برات جبران میکنه عزیزم
منم مجبور بودم مادربزرگم رو نگهدارم
خدا بیامرزدش
دختر رو مایه ی ننگ میدونست
حتی وقتی که پوشکش رو داشتم عوض میکردم توی چشم های دختر ۳ سالم نگاه کرد و گفت کاش خدا هیچوقت تورو نداده بود کاش خدا بگیرتت
نصف روز حالم بد بود و خون توی رگام سفت شده بود
ولی گفتم خدایا ناتوانه بگذر از خرفش من میگذرم فقط بمن قدرت بده بتونم ازش نگهداری کنم
خدا خیلی برام جبران کرد
از جاهایی که امید نداشتم گره از مشکلاتم باز کرد