2777
2789
عنوان

۲۳ سال سینگلی

| مشاهده متن کامل بحث + 570 بازدید | 29 پست

منم مثل تو بعضی موقع ها این فکرا سراغم میاد ولی به رابطه های دوستام که نگاه میکنم میبینم اونا اوضاعشون از من بدتره ۹۰ درصدشون  با پسره کات می‌کنند و افسردگی می‌گیرند گریه و زاری  و حال روحیشون داغون میشه و ....

 بیخیال خدا یکی خوبشو برات کنار گذاشته به موقعش سراغت میاد فداتشم

همیشه آخرش قشنگه ،اگر قشنگ نبود بدون آخرش نیست!

سلام عزیزم احساس نیاز به عشق و توجه و... اینا همه طبیعیه و شما اتفاقا آدم سالمی هستی

اما این حس باید از راه صحیح ارضا بشه نه یه راهی که مشکلی بشه برات سر مشکلات دیگه

به ازدواج فکر کن و موقعیت های مختلف ازدواج رو از راه خانواده زیر نظر اون ها بشناس ان شاء الله یه فرد خوب که خدا نصیبت کرد معنی واقعی عشقی که امنه رو میفهمی

نا امید از تمام دارو ها...نا امید از دعای هر ساعت...چشمم اما خلاف پاهایم ،رو به دروازه ی خراسان است!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اگه پیشنهاد درست و حسابی داری خانواده دار  درس خونده شاغل اره اگه پسر خوبیه باهاش اوکی شو

نه ندارم البته جایی هم نمیرم چون کنکور دارم.اما حس میکنم هیچوقت قرار نیست محبت واقعی دریافت کنم از کسی..‌.

این اشتباهه شما از اون مادرایی میشی که فرزندتو میزاری تو قفس که مبادا زخمی بشه ادم باید زمین بخوره ت ...

دقیقا الان دوستای من اصلا جدا هم نشدن

حداقل حذاقل اونی ک جدا شده کلی حس خوب قبلش دریافت کرده 

منی ک همش حس میکنم هیچکی دوسم نداره افسرده شدم

کجا روان من سالمه

مادر پدرا فک میکنن با پسر نباشی دیگه همه چیت اوکیه

نه ندارم البته جایی هم نمیرم چون کنکور دارم.اما حس میکنم هیچوقت قرار نیست محبت واقعی دریافت کنم از ک ...

منم همین حسو دارم:)

همش میترسم حتی ازدواجم نکنم

سرکوفت خانواده رو بشنوم داغون میشم

اینکه بهم بگن سن ازدواجته و برو خونه شوهر

یا به هوای این خاستگار بدرد نخور اگه بیاد قبول کنن

دقیقا الان دوستای من اصلا جدا هم نشدن حداقل حذاقل اونی ک جدا شده کلی حس خوب قبلش دریافت کرده  ...

درکت میکنم منم هیچوقت با کسی نبودم از بس نبودم بیحس شدم احساساتم مرده

اگر دوس دارید برای حاجتم صلوات بفرستید ممنونم

منم همین حسو دارم:) همش میترسم حتی ازدواجم نکنم سرکوفت خانواده رو بشنوم داغون میشم اینکه بهم بگن ...

من فکر نمی‌کنم سرکوفت بزنن.شما هم اینطوری ارزش خودت و پایین نیار.با اینکه شرایطم خوبه.اما باور نمیکنم کسی بهم محبت کنه.اینقدر تو زندگیم بخاطر درسام تنها بودم....

اره همون😂رابطه یعنی.کسی پیدا میشه اینطوری اصلا؟

آره

اما الان زوده برات من ۱۰ سال بزرگتر از تو ام بهت توصیه میکنم تو این سن برو دنبال هدف درسی یا کاریت

دنبال دوس پسر نباش فقط فکرت و درگیر میکنه

بعد از ی سنی که ب هدفات رسیدی،دستت رف تو جیب خودت

اونموقع با عقل بیشتری ک پیدا میکنی،میتونی آدمی که سرش ب تنش بی ارزه رو پیدا کنی

گروه بنفش💜
آره اما الان زوده برات من ۱۰ سال بزرگتر از تو ام بهت توصیه میکنم تو این سن برو دنبال هدف درسی یا کا ...

تا الانم همین بوده....کل عمرم فقط درس خوندم....ایشالا امسال دانشگاه میرم....اما منم خب آدمم و نیازمند محبت و چقدر سرکوب کنم؟ تا آخرش که بی حس بشم به هرچی؟.😕 دلم یه آدم همیشگی میخواد نه از این دوروزه ها

تا الانم همین بوده....کل عمرم فقط درس خوندم....ایشالا امسال دانشگاه میرم....اما منم خب آدمم و نیازمن ...

از پسر جماعت انتظار عشق نداشته باش

شاید چند صباحی بهت توجه کنن اونم ب هزارتا نیت

واس عشق وقت هست

با دوستات برو بیا بگرد ازین سنت استفاده کن یهو ب خودت میای میبینی تو مرز ۳۰ سالگی هستی😂

گروه بنفش💜
دقیقا الان دوستای من اصلا جدا هم نشدن حداقل حذاقل اونی ک جدا شده کلی حس خوب قبلش دریافت کرده  ...

میفهمم چی میگی اصلا ادم سالم نیاز به ارتباط داره این اسلام مغز ادمارو شستشو داده

 دانشجو🦋از نسل کوروش🤞🏻 
این اشتباهه شما از اون مادرایی میشی که فرزندتو میزاری تو قفس که مبادا زخمی بشه ادم باید زمین بخوره ت ...

یکی از اطرافیان اتفاقا دقیق افکارش مثل شما بود 

می‌گفت دخترم باید تجربه کنه 

باید آزادانه دوست پسر انتخاب کنه 

و.......

با یکی از اقوام دورشون ارتباط برقرار کرد 

مادرش خیلی حمایتش میکرد 

حتی میدونست پسر ازش را...بطه خواسته 

باز چیزی به دختر نگفت 

دختر فکر و ذکرش همه شده بود ازدواج با پسر 

همیشه بیرون بودن باهم 

چندین بار رفت خونه پسر تا اینکه کار از کار گذشت 

باز مادر تریپ روشنفکری گرفته بود 

و یک روز پسر کاملا با دختر قطع رابطه کرد و‌کاشف بن عمل اومد رفته خواستگاری دختری دیگه و چند روز دیگه هم جشن عقدش بود 

دختر خودش رو به در و دیوار زد تا اون عقد رو بهم بزنه 

اما پسر کلی دعوا کرده بود که من از اول هم قصدم با تو ازدواج نبوده 


حالا اون دختر شاداب و سرحال 

شده یک دختر افسرده و پرخاشگر 

پسر ازدواج کرد و بچه دار شد 

دختر با ضربه ای که خورد ازدواج هم نمیتونه کنه مگر شرایط خاصی باشه 


و الان دلخور از دست مادر که چرا راهنماییش نکرد و از اون کار جلوگیری نکرد؟؟؟؟؟؟


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش