خونه مادرش زندگی میکردیم ک مادرش خیلی اذیتم کرد
اینم ک کارش جای دور بود گفتم جا پیدا کن منم ببر
حتی بخاطر من ب خودش زحمت نمیده خونه اجاره کنه
الان سرایدارم ولی شوهرم بیرون کار میکنه
دوس داره برگردم پیش مادرش ک مجبور نشه خونه اجاره کنه
دعوای هر روزمون اینه ک بش میگم من با تو ازدواج کردم ن مادرت اونم میگه برو پیش مادرم درستو بخون اینجا مجبور نشی سرایدار باشی خونه پیشکش من همون اجاره هم راضیم