میدونی مشکلت چیه خودخواهی!
تو همه اینا رو برای طرفت شرح بده بگو شرایطم اینه ممکنه اینجوری بشه اوندقراره انتخاب کنه زندگی با تو رو یا بدون تو رو
تو اجازه نداری جای اون تصمیم بگیری
تو فقط حستو بگو اول اگر اونم گفت آره اوکیم بعد شرایط تو بگو بهش ولی اینم بگو ک تمام سعی تو میکنی که تا حد امکان رفاه براش فراهم کنی
تا همینجا به تو مربوطه بقیش به اون بستگی داره یا قبول میکنه یا نه
ولی اینکه بشینی از دور نگاهش کنی که آیا وضعیت من درست شود یا نشود حماقته
ی بار میگی ی بار جواب میشنوی حداقل اگر گفت نه تکلیفت با خودت معلومه اگر بگه آره تکلیفت با اون معلومه تو در هر صورت چه اون باشه چه نباشه قراره تلاش تو برای فراهم کردن یه زندگی ایده آل انجام بدی تا دست یه نفر و بگیری بیاری سر زندگیت تا کنارت باشه غیر اینه؟
اگر اونی ک میخای باشه بهتر اگر اون نخاست حداقل وقت برای فراموش کردنش داری و میتونی دوباره عاشق بشی
اینقدر ترسو نباش چرا فکر میکنی آینده تو قراره مثل پدر و مادرت بشه؟
تو داری تموم تلاشتو میکنی که بهترین زندگیو برای خودت درست کنی اگر اون دختر بخاد تو این زندگی کنارت باشه بهتر نخاست ام بالاخره قراره با یه نفر دیگه ازدواج کنی یا نه؟در هر دو صورت تو هدفت درست کردن ی زندگی ایده آله چه با اون دختر چه هر کس دیگه
خواستن این دختر جزو اهداف ثانویته که اول و آخرش بود و نبودش تاثیر آنچنانی نخواهد داشت
تو لایق یه زندگی خوب هستی جوری ک خودت میخای حالا بستگی به اون دختر داره که میخاد یا میتونه بعد از تحمل یه سری مشکلات تو این آینده نامعلوم با تو سهیم باشه یا نه!