2777
2789
عنوان

مادرم اختلال روانی داره

| مشاهده متن کامل بحث + 4024 بازدید | 84 پست
ویژگیهای مامان منم هست😅 چقدر سخت میگیرید ما که عادت کردیم انگار با یه بچه لجباز سه ساله طرفیم ه ...

مادر من بیماریش خیلی شدیده.خودشم قبول نداره و اصلا خودشو مریض نمیدونه.من نمیدونم چیکارکتم توروقران اگه هرکس راهی بلده بگه دارم روانی میشم😭😭😭😭😭😭😭😭

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نه یه داداش داشتم ۵ساله رفته پیش خدا.خوشبحالش راحت شد کاش من جاش بودم

خدا رحمتش کنه .روحش شاد.فشار زیادی روی شما هست.ولی همین باعث کلی رشد برای شما میشه.

شادی هدف زندگی نیست.شادی نتیجه یک زندگی معنادار هست.شادی چیزی است که به دست می آید وقتی معنادار زندگی کنی.شادی اصیل پیوستن به زندگی است. شادی مشارکت در حیات است و ادا کردن سهم مان در زندگی است و در مفهوم عمیقش پیوستن نی به نیستان است.
مادر منم همینجوره  اینقد پشت سر همه حرف و حدیث در میاره که نگو حتی مورد داشتیم یسریا رو انداخ ...

مادر من باخانواده شوهرش ۲۰ساله قهره.خانواده خودشم با همششششون قهره.ازخانواده شوهرمنم متنفره ازمنوشوهرمم بیزاره.هیچ دوستیم نداره.برادر و پدرمم مردن.خودش تنهاس و دائم منفی بافی میکنه و ازهمه بیزاره

نه یه داداش داشتم ۵ساله رفته پیش خدا.خوشبحالش راحت شد کاش من جاش بودم

ببین یعنی مامان من پیش دوست و دشمن آبروتو میبره 

یه روانی واقعی هیچکیو واسه خودش نگه نمیداره 

من تو عقد که بودم اینقد دروغ از خودش درباره شوهر من و خونوادش در میارد که اخرش گندش درومد 

دانشگاهمو رفتم شهر غریب که از دستش راحت شم اینم شانس بدم دوسالش کرونا اومد دوباره گیر افتادم یعنی چیزایی بهت بگم که شاخ درمیاری 

همیشه با زنگ زدناش و پیام دادناش حالمو بد میکنه در حدی که میشینم چند ساعت گریه میکنم 

حالا که خداروشکر باهاش قهرم و از همه جا بلاکش کردم راحتم از دستش ولی بازم غصشو میخورم که چرا این اینطوریه

ویژگیهای مامان منم هست😅 چقدر سخت میگیرید ما که عادت کردیم انگار با یه بچه لجباز سه ساله طرفیم ه ...

نمیشه عادت کرد وقتی من اینهمه خانومی میکنم میره پیش مادر شوهرم حرفهای افتضاح راجب من میزنه وفقط دوست داره منو زجر بده چکارش کنم از در بیرونش کنم از پنجره میاد میدونه من خیلی آبرو داری میکنم جلوی خانواده شوهرم میره آبروم رو میبره

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور...
ببین یعنی مامان من پیش دوست و دشمن آبروتو میبره  یه روانی واقعی هیچکیو واسه خودش نگه نمیداره&n ...

من هربارشمارش میفته روگوشیم خیلی ببخشید ازدلهره دسشوییم میگیره میگم یاخدا باز چیشده بازمیخواد چی بگه راجب شوهرم و خانوادش

مادر من بیماریش خیلی شدیده.خودشم قبول نداره و اصلا خودشو مریض نمیدونه.من نمیدونم چیکارکتم توروقران ا ...

بابا ما جلوش بگیم مریض به دو نیمه مساوی تقسیممون می‌کنه🙃

ولی خودمون میدونیم،اهمیت نمیدیم

من تک دخترم،هر روز بهش زنگ میزنم خودشو پیش من خالی میکنه،از زمین و زمان شاکیه،از من و شوهرم و بچه هام هم میناله

من فقط گوش میدم خالی بشه

شدی گاهی قات بزنم اعتراض کنم،ولی یه جوری برخورد کرده که از دنیا اومدن خودم پشیمون شدم،به سختی سعی میکنم سکوت کنم و خنثی باشم

دست آخرم میگه خاک برسرت تو دختر من نیستی جرات نداری اطرافیانت رو بترکونی،همه دارن بهت ظلم میکنن،بدبخت ساده بی زبون😅

انتظار داره زن داداشام و خانواده شوهرم و شوهرمو همه رو یکجا از روی کره زمین محو کنم

منم دقیقا پریروز مادرم برام چند صفحه فحش ونفرین فرستاد دم عیدی

کاش مادرای بد بمیرن.خیلی سخته اینو بگم ولی واقعا کاش مادرم بمیره منم راحت بشم.از غرزدناش منت گذاشتناش ازصداش از فخشاش از طلبکار بودناش متنفرم

ای کاش من بجاش بودم بخدا گاهی میگم عیب نداره من زجربکشم بهتره تا داداشم  


عزیزم این جور مواقع من یاد آویس قرنی میافتم که پیامبر در موردش گفت من بوی بهشت رو از یمن محل زندگی آویس می‌شنوم. یا داستان ابراهیم مجاب که نزدیک ضریح امام حسین دفن هست.

شادی هدف زندگی نیست.شادی نتیجه یک زندگی معنادار هست.شادی چیزی است که به دست می آید وقتی معنادار زندگی کنی.شادی اصیل پیوستن به زندگی است. شادی مشارکت در حیات است و ادا کردن سهم مان در زندگی است و در مفهوم عمیقش پیوستن نی به نیستان است.
مادر من باخانواده شوهرش ۲۰ساله قهره.خانواده خودشم با همششششون قهره.ازخانواده شوهرمنم متنفره ازمنوشوه ...

مامان من وقتی با خواهر برادراش اشتی بود همه از دستش عاصی بودن حالا که قهره همه از خداشونه نبودنش بهتر از بودنشه

من اصلا بچگی خوبی با مادرم نداشتم خیلی خیلی کتکم میزدو تحقیر میکرد حتی جلو همه کتکم میزد با اینکه من بچه خیلی اروم و توسری خوری بودم بخاطر همینه حالاشم اعتماد بنفس اصن ندارم 

حتی حالاشم که 25سالمه چه جلو رو خودم چه پشت سرم آبرومو میبره خواهربرادراش که شناختنش و حرفاشو باور نمیکنن ولی جلو غریبه و دوستاش نمیشه کاری کرد سپردمش دست خدا 

همیشه ی خدا منو جلو بابام بد جلوه داد بخاطر همین هیچوقت رابطه خوبی با بابام نداشتم همش تقصیر اونه

نمیشه عادت کرد وقتی من اینهمه خانومی میکنم میره پیش مادر شوهرم حرفهای افتضاح راجب من میزنه وفقط دوست ...

مادر من این خصوصیت رو نداره،ناراحت بشه طولانی قهر می‌کنه

کینه ایه،اصلا پاشو خونه مادر شوهرم نمیزارن ازشون متنفره

خونه خودمم دیر به دیر میاد

ولی توقع داره من همش خونشون باشم

بچه هامم اصلا تحمل نمیکنه

بابا ما جلوش بگیم مریض به دو نیمه مساوی تقسیممون می‌کنه🙃 ولی خودمون میدونیم،اهمیت نمیدیم من تک دخ ...

دقیققققا اینم همینه.پارسال وقتی نامزد بودم میگفت وایسا بری سرزمدگیت میفهمی شوهرت چه ادمیه

یکساله سرزندگیمم و شوهرم فرشتس الان میگه بذارچندسال بگذره وقتی طلاق گرفتی میفهمی

یامیگه وقتی شوهرت مرد متو درک میکنی

ارزوی مرگ شوهرم رو داره.دوس داره عین خودش بشم بدبخت و روانی

مادر من این خصوصیت رو نداره،ناراحت بشه طولانی قهر می‌کنه کینه ایه،اصلا پاشو خونه مادر شوهرم نمیزارن ...

مادر منم کینه ایه.هرروز حرفای پارسالو میزنه.پارسال من عقد بودم ۶ ۷ ماه باخانواده شوهرم قهربود.الانم که دوسته ولی ازشون متنفره.مادرشوهرم سرطان داره.توروش دعاش میکنه پشت سرش میگه امیدوارم بمیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز