دشمنت بمیره عزیزم
حتما خواست خدا این بود وگرنه نگهداشتنش براش کاری نداشت
من تسلیمم فقط بعضی وقتا میگم من درد نداری کشیده بودم بسم بود دیگه یکم سنگینه این دردم
ولی میدونم خدا یه چیزی میدونه که من نمیدونم..
اوایل که بچه رفت شوهرم دبه ده لیتری اب میگرد عصر میامد از سرکار دبه خالی بود میگفت چکار کردی تو من پارچ و پر آب میکردم سر میکشیدم بس جیگر میسوخت