سر بی اعتمادی
خیانت دیده بود یبار
امادگی ورود به رابطه جدید رو نداشت انگاری
دوسم داشت ولی بخاطر تجربش به زمین و زمان شک داشت.بارها بی دلیل باهام کات کرد که مثلا به جایی نرسه ک من بخوام بهش خیانت کنم. هربار ک می رفت طاقت نمیاورد بر میگشت
این دفعه ولی سر این رفت که چندتا از همکلاسی هامو فالو کرده بودم و تو پیج یکیشون یه عکس دست جمعی از دانشگاه دید ک منم بودم:/ دو هفته مقاومت کرد و یروز در میون دعوا داشتیم. اخر سر طاقت نیاورد گفت نمیتونم از عکس دست جمعی و فالو شروع میشه تهش خیانته و بعد رفت:/