من دوست این شهر و اون شهر زیاد دارم
یکیشون استاد زبانمم هست
پیرار سال بود رفتم مهرشهر کرج دیدمش رفتیم کافه
اون سیگار حرفه ای میکشه
منم اومدم کلاس بذارم پاکت سیگار رو درآوردم
دیدم گفت واااااااااااااااااای کثااااااااااافت بردار آبروم رو برررردی الان یکی ببینه چهار ساعت ایسگامون میکنه
من از دنیا بی خبر با یه بهت عجیب گفتم خب مگه چیه
گفت خفه شو بابا بردار تا بهت بگم
با چوسان فیسان پاکت بهمن دولی میذاری روی میز همچییییییین کافه ای؟؟؟
الححححححق که لری
اونم از نوع شهر ندیده 😐😐😐😐😐
از اون روز تا حالا من یه افسردگی ریزی گرفتم😂😂