عزیزم ازادم میزاره که خودش ازاد باشه
هر عیبی رو تا تجربه نکردی نمیتونی بگی فلان عیب خوبه فلان چیز بده
شکاک نیست منم نیستم ازادش گذاشتم ولی گاهی سواستفاده میشه از اعتمادم و اخلاقای خاص دیگه داره که ادمو روانی میکنه
کلا محکوم شدم به سکوت هر اشتباهی کرد باید بیینم و بفهمم و بعدشم دست بزنم براش و بگم کارخوبی کردی فلان ظلمو درحقم کردی که اگه نکنم یا تو خودم باشم شربپامیشه و کتک همه رو خبردار میکنه و میگه طلاق
چه کنم خاهر دلم خونه ازاین ماسک که دلم خونه و لبم باید بزور بخنده متنفرم از انتخابم از حماقتم پشیمونم