دیشب رفتیم مطب دکتر قرار بود دکتر یه شرح وضعیت برا من بنویسه برا بیمه وقتی رفتیم داخل یه چند دقیقه منتظر موندیم تا دکتر اومد ساعت ۱۱ بود بعد من ۴ تا برگه ای که دکتر باید تو ۴ تاش گزارش مینوشت رو دادم دست دکتر بعد دکتر گفت اینارو همشو بنویسم گفتم دیگه برا بیمه گفتن باید بنویسیش خیلی نیست که گفت اینجوری من باید همه مریضارو ول کنم اینو بنویسم ولی میخواست بنویسه اینجور نبود که بگه نمی نویسم ولی داشت غر میزد
بعد شوهرم سریع عصبی شد گفت وظیفته دکترم گفت وظیفه ای ندارم میتونم ننویسم شوهرم گفت ننویس پول ویزیت رو بده نمیخوام بنویسیش دکترم گفت باشه برو پول ویزیت رو بگیر برو
دیگه یه ۱۵ دقیقه ای معطل شدیم تا پول ویزیت رو برامون فرستادم و اومدیم بیرون من تو ماشین گفتم نمیخواست تو زود عصبی بشی میخواست بنویسش چیکارش داشتی دیگه که شروع کرد من اونجا باشم یکی با تو اینجوری حرف بزنه گفتم جوری حرف نزد گفت آره تو عادت داری اینجوری باهات حرف بزنن منمگفتم تو خودت اینجوری با من حرف نزن بقیه براممهم نیست
که یدفعه گفت تو ج*ند*ه ای همینطوری باید باهات رفتار بشه دوست داری اینجوری جن*ده منم واقعا آمپرم خیلی رفته بود بالا تحمل اینکه اینجوری بهم فحش بده رو اصلا ندارم ولی حوصله نداشتم باهاش حرف بزنم و جوابش بدم با عصبانیت تف کردم تو صورتش اونم با تمام قدرت ۳ تا محکم زد تو سرم و بیشتر فحش داد فحش داد فحش داد فحش داد دیگه من اصلا نمیفهمیدم اینقد که محکم زده بود تو سرم