2777
2789

یبار داشتیم غذا میخوردیم

دو ماه بود ازدواج کرده بودیم میخواستیم بریم سفر

شوهرم بهم گفت قراره با مامامینا بریم اونجاهم جایی خواستیم بریم باید با اونا هماهنگ باشیم

پاشدم بشقابقمو پرت کردم وسط سفره

بقیه غذامم نخوردم

🌷

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اره 

دقیقا یادمه ب بابام با ذوق گفتم بابا من لباس ندارم بپوشم میشه پول بدی یکم لباس بگیرم گفت اگه لباس نداشتی لخت میگردی فهمیدی! من اونوقت اشک تو چشام جاری شد اگه گریه میکردم بابام میزد من و ...

ولی لقمه رو نتونستم قورت بدم:))💔

اره عمه بابام دعوت بود خونمون عطسه کرد دندوناش افتاد وسط بشقابم مرگ میخوردم بهتر بود از اون لقمه دهنم😐

درخواست دوستی ممنوع❌وضعیت سایت جوریه که دیگه فکر میکنمم خودمم فیکم هنوز لو نرفتم🥴

حرف که ولی یکی دوبار با شوهرم سر سفره بحث کردم بغض نزاسته لقمه بره پایین مثل سنگ موند اونجا

دردل من افتاده عشقت زمین گیر شدم♡سر تو با عصمت با شمسی درگیر شدم   *** کار هرکس نیست با مرد زیستن♡ مغز خر میخواهد و صبر خفن  زن سعدی با سعدی دعواش شده  *** همسر جان، جان به قربانت کنم ای خوب خوبان*** مرا به صرف عشق کردی تو مهمان*** بیا که رنگ چشمت مرا دیوانه کرد از تو چه پنهان  ***   ۱۴۰۲/۱۱/۹ ضربان قلبشو شنیدم خداااااا🥰🥰دوبونش برم***          ۱۴۰۳/۱/۱۸ تیکر من آبی شد🥹🥰😇آرین مامان خوش اومدی 🤭🤭

مادرشوهر من سر سفره بهم گفت زمان ما به عروس نون خالی هم نمیدادن الان شما ناز میکنید بخور کوفت بخوری لقمه تو دهنم خشکید از همین جا میگم حلالت نمیکنم 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو کردی با ما      تو بمان و دگران وای به حال دگران

اره داشتم شام میخوردم بابام زد تو سرم هم خون دماغ شدم هم اشکام ریخت هم لقمه موند تو گلوم 

خدا ازش نگذره 

زنده به گورم کرد

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز