خب تا حدودی راست میگه،الان من ب دلم مونده این سه ماه یه خیابون میرفتم،یا با شوهرم مثل قبل بریم رستورانی قدم بزنیم،اونموقع وقت خواب کلی با شوهرم حرف میزدیم تا خوابمون میبرد،الان اون جدا میخوابه من درگیر پسرمم، ولی خب اول و آخر چی،بالاخره بچه باید باشه ،شیرینی زندگیه
شما الان خداروشکر سه سال آزاد بودید ،
با اومدن بچه تا یه دوسه سالی درگیر میشید ولی خب ارزشش رو داره