میفهممت کاملا..خودمم اذیت میشدم هفته ای یبار دوبار در حد یک مین دو مین زنگ میزد...ولی اونجا کلا گوشی ممنوعه..احتمالا یواشکی گوشی داره...زیاد نمتونه استفاده کنه..چن وقت یبار همو. میبینید؟
ببین برا من ک ی مدت اومد مرخصی ی چیزایی تعریف میکرد پشمای من میریخت..میگف 9شب میخابیم سه صبح بیدارمون میکنن میبرنمون بیرون..گشنگی میکشیم..چمدوتم میگف میرفتیم پست تو برجک...مردمو میدیدم دارن زندگیشونو میکنن من اینجام میخاستم دیوونه بشم...یا مثلا میگف فرمانده میومد میگف لباستو چرا اینجوری تا نکردی دعوا میکرد..حالا خیلی چیزای دیگ بود ک من حضور ذهن ندارم...ولی در کل بیش از حد تصورت سخته...یکم بیخیال باش...رو خودت تمرکز کن...ولی اونو هم تنها نذار فعلا...سعی کن فقط وابسنگیتو کم کنی