2777
2789
عنوان

بیاین خاطره ترسناک بگین گوشی بدیم😈😈

| مشاهده متن کامل بحث + 4286 بازدید | 167 پست

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من  دوران نوجوانی خونه مادرم با خواهران تو یه اتاق می‌خوابیدم ، یه روز صبح ساعت شش اینا بود خواهران خواب بودند دیدم یه پیرزنه اسممو صدا می‌کنه خیلی ترسیدم پاشدم خواهرمو بیدار کردم ، یا یه بار بعد ازدواج خونشون بوم نصف شب صدای رد شدن آب از فاضلاب حموم رو شنیدم ...

پسر گلم ، گل زیبای من مرسی که زندگیمو با اومدنت زیباتر کردی   

مادربزرگ و داییم باهم تو خونه ویلایی قدیمی زندگیی میکردند

زندایی علنا میگفت وجودشون رو حس میکردم،شبا میرفتم اب حموم رو باز میزاشتن

یکبار زتداییم خونه تنها بوده توراهرو بلند من میدونم اینجاید یه نشونه بفرست ک یدفه لامپ راهرو میترکه بعدش سایه پاهاش ک حالت تیغ تیغ بوده معلوم بوده

💚🕊🦋🌹🌻☘🍀🌿🌱🐠🐝💚

ترسیدم😰 .ترکتون میکنم😂😂😂

خدایا خواهر کوچیکه هم صاحب خونه بشه الهی آمین😍 ‏یه چیزایی رو نمیشه تو مدرسه و دانشگاه، کف خیابونا و دوردورها یا تو مهمونی و جمع دوست‌ها یاد گرفت، باید سر سفره‌ی پدر و مادرت یاد بگیری.مثل حیا، شرف، حرمت، نجابت، مردونگی و تعهد!

من خاطره ترسناک ندارم فقط یک هفتس خواب ترسناک میبینم یاتوخواب سروصدامیکنم ومیپرم 

دیشب خواب میدیدم ازطبقه پایین خونمون که خالیه یه پسر بچه جن داره میاد بالا کم کم زیادشدن وتوخونمون بودن منم گریه میکردم قرآن آورده بودم قسمشون می دادم برن...

فکرمیکنم بهم زحمت رسیده حالا قرآن میخونم هرروز 

خواهم که به خلوتکده ای ازهمه دور...من باشمو...من باشمو...من باشمو...من....
اع تو هم کرم درونت گفت بیای

کاش کرم تبدیل ب اژدها شده هرکار دلش میخواد بکنه. 

دارم پریودم میش

م یک حاله بدی دارم که نگ

و بازم اومدم🤦🏻‍♀️

❤چه حکایت عجیبی دارد پاییز عاشق را عاشق تر می کند و تنها را تنهاتر🍁
مادربزرگ و داییم باهم تو خونه ویلایی قدیمی زندگیی میکردند زندایی علنا میگفت وجودشون رو حس میکردم،شب ...

ویییی من بودم سکته میکردم

طبیعت، تاوقتی بازی رونفهمی، تکرار می کنه...دنیای دا

ی بار خواب میدیدم از خواب بیدار شدم ی پیرزنه ک انگار روش آب ریخته بودن رو تختم وایستادم بود با پاش داشت پامو له می‌کرد تو خوابم بازم از خواب بیدار شدم دیدم ی پسر بچه کل خونه رو داره دور میزنه با صدای وحشت ناک میخنده از ترس این دوبار تو خواب یکی مثل خودم بود چشماش کور بود تو دستاش دوتا چشم بود بهم گفت زهرا اینارو مزاری سر جاش  با جیغ از خواب پاشدم رفتم پیش مامانم کل شبو نخوابیدم صبحش ک پام همونجاش ک پیرزنه پا گذاشته بود درد میکرد دیدم سیاه کبود شده اندازه ی پا

یبار نصف شب بالش زیر سرم غیب شد کلی دنبالش گشتم هیچ کسم دور م نبود بعد که ناامید شدم وخواستم بدون بالش بخوابم دیدم سر جاشه .البته خونه ی ما مشکل داره و خیلی چیزا توش دیده شده

لایک نکنید .توروخدا 
2790
2778
2791
2779
2792