2789

هرچی نی نی یار شبو تگ میکنم تعلیقم نمیکنه چیکار کنم؟

برین گزارشم بزنین خدا خیرت ن بده🤦‍♀️😅

زِ غوغای جهان فارغ...🤍صبور باش؛هم حکمت رو میفهمی،هم قسمت رو میچشی، هم معجزه رو میبینی!یقیناً کُلُه خَیر...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چون بدبختم از دس دوتا بچه پنج ماهه که خواب ندارن دلم میخواد بذارمشون فرار کنم برم

جنگل رو به فنا بود ولی درختها هنوز به تبر رای میدادند چون تبر درختان را قانع کرده بود که او هم یکی از انهاست زیرا دسته او هم از چوب بود..

آهنگ گوش میکنم

خونه ی ما دورِ دوره ، پشت کوه‌های صبوره پشت دَشتای طلایی پشت صحراهای خالی خونه ی ماست اونورِ آب  اونورِ موجهای بی تاب پشت جنگلای سروه توی رویاست،توی یه خواب،پشت اقیانوسِ آبی پشت باغای گلابی اونور باغای انگور پشت کندوهای زنبور خونه ما پشت ابرهاست اونور دلتنگیِ ماست تهِ جاده های خیسه پشت بارون پشت دریاست💖💖💖💖💖💖💖بودنت هنوز مثل بارونه تازه و خنک و ناز و آرومه حتی الان از پشت این دیوار که ساختن تا دوستت نداشته باشم اَتل و متل بهار بیرونه مرغابی تو باغش میخونه باغ من سرده همه ی گلاش پژمرده دونه دونه بارون بارونه...بارون بارونه...بارون بارونه...بارون بارونه دلم تنگه پرتقال من گلپر سبزه قلب زار من منو ببخش از برای تو هرچی که بخوای میارم اَتل و متل نازنین دل زندگی خوب و مهربونه عطر و بوش همین غم و شادیه کوچیک و بزرگمونه.💖

قسمت نیست درس بخونی ولی عجیبه ها مامان ها خیلی بهتر درس میخونن 

بزور کتاب باز کردم دیگه😅ولی دیروقته هم الان صب تا خیلی میخوابم

این دوسه هفته هم تموم شه خداکنه دیگه راحت شم

دلم درد میکنه نمیدونم چرا !

وقتی داری روزای سختی رو میگذرونی و متعجبی که خدا کجاست 👀 یادت باشه استاد همیشه موقع امتحان سکوت میکنه😶خدایا شکرررررررت بعداز 20ماه انتظار مامان شدم 😍خدایا خییییلی مرسییییی که پسرم روسلامت گذاشتی بغلم❤
ایشالا موفق باشی کاش سر نمازت بابامو دعا کنی فوت شده

چشم هنوز از سر سجاده بلند نشدم

انشالله بهشت جایگاهش باشه ، خدا گناهانش رو ببخشه

زندگی من سالهای سال درگیر بدبیاری و مشکلات متعدد و ..بود.تلاشم زیاد بود و جوابم کم..دست به طلا میزدم خاک میشد..یه شب از ته دل، از اون ته ، ته از خدا خواستم فقط بهم نشون بده چرا؟ و نشون داد....نذرهای ادا نشده..یه دفتری برداشتم تمام نذرهایی که ادا نکرده بودم رو نوشتم ، به ازای نذرهایی هم که فراموش کرده بود یه ختم ۱۲۴,۰۰۰ صلوات برداشتم و شروع کردم به ادای نذرهام..دونه به دونه رو ادا کردم. سخت بود، زیاد بود، اما اداش کردم..خدا رو شاهد میگیرم که ورق زندگیم برگشت..نمیگم یه شبه پولدار شدم و به عرش رسیدم و ...اما مشکلاتم نصف شد، بدبیاری هام تموم شد و جواب زحماتم رو گرفتم..الان اگر نذری کنم همون لحظه یاداشت میکنم و از همون لحظه شروع میکنم به ادا کردنش..نمازام سر وقته و تاثیرش رو تو زندگیم تو هر ثانیه دارم میبینم...این تجریه زندگی منه..بزرگترین تجربه..داستان کاملش تو تاپیکام هست..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792