ما الان بیشتر از سه ساله که کات کردیم ومن بیشتر از یکساله که توی رابطه ام
ولی میتونم بگم هنوزم گاهی حسش میکنم، دیگه گریه نمیکنم براش، ولی وقتایی که عمیقا دلتنگه خوابش رو میبینم،وقتایی که گریه میکنه غم بدون دلیل سراغ منم میاد
حتی وقتی یه خودکشی نا موفق انجام داده بود، من ازش بی خبر بودم کاملا، اما اینقدر بی قرار شده بودم که صبحش زنگ زدم به برادرش و فهمیدم واقعا اتفاقی افتاده براش
همه اینارو بعد فهمیدن خاطرات روزانش میفهمم،البته اون نمیدونه که من میخونم
خسته شدم از این بند نامرئی که وصلمون کرده به هم...