همین ک رسیدن پیش ما افتادن زمین اینم رف بچه خواهر شوهرمو بزنه البته با برف ک میزد بهش دیدم گریه میکنه منو فحش میده اونم چه فحشایی منم یه برف کوچیکو پرت کردم سمتش البته اینم بگم کلا محکم نبود
گفتم فحش داد بهم اصلا ادب نداره ب بزرگتر از خودش فحش نده شوهر خوهر خواهر همسر منم برگشت گف نههه اینا اونجا افتادن این اومده با برف صورت پسر منو شست عوض اینک کمک کنه پاشن منم گفتم اولا اونا فقط روهم افتاده بودن رو برفا چیزی نشده بود بعدشم پسرت فحشم داد
میگف نه مردم اومدن کمک کردن توام اینجوری کردی در حالی ک هیچکس اونجا نبود یجور صداشو بالا میبرد انگار من بچشم منم جوابشو دادم شوهر بی عرضمم یه کلمه از دهنش در نیومد
میگف نه مردم اومدن کمک کردن توام اینجوری کردی در حالی ک هیچکس اونجا نبود یجور صداشو بالا میبرد انگار من بچشم منم جوابشو دادم شوهر بی عرضمم یه کلمه از دهنش در نیومد
همه هم دیدن چطور شده من فقط بعد اینک فحش داد یدونه برف انداختم اکنم خب برفه دیگ اون انداخت منم انداختم منم قصدم واقعا اذیتش نبود بهشون گفتم فحشم میده بچش همه میگفتن اره این تازگیا اینجوری شده ادب مدب حالیش نیس
بعدش گفتن همه باهم بریم خونه مادر شوهرم ک ما نرفتیم با شوهرمم همچنان حرف نمیزنم رفته بود پیش بچه خواهرش انگار ن انگار بمن فحش داده بچه عوضیش حالم از همشون بهم میخوره