نمیرم خونه پدرم واسه اینکه شوهرمو دوس دارم اینکه میگم همچین اش دهن سوزی نیس بخاطر اینه که هزااااار برابر مجردیم دغدغه دارم خونه مامانم تنها دغدغم ست کردن لباسام بود از وقتی ازدواج کردم یه روز دغدغه کار شوهرم یه روز بچه یه روز یه چی دیگه شوهرم خیلیم ادم خوبیه ولی مشکلات زندگی (مشکل با همسرم نه خیلی چیزای دیگه)واقعا کمرمو خم کرده ازدواج خیلی خوبه منکرش نمیشم انشالله یه بخت نیک برات پیدا بشه ولی واقعا ادم بخاطر مشکلات بعضی وقتا خسته میشه
راستی گیر و محمدود کردن و همه چیزای خونه پدرتو خونه شوهرم داری هیچ فرقی نداره البته به نظرم حق دارن همشون اخه شما نمیدونی چه گرگایی وجود داره
یه مقدار دیدتو به زندگی عوض کن مراقبه کن انرژی مثبت داشته باش تا انشالله یه ادم خوب وارد زندگیت بشه
خاهر قشنگم ادم مجرده و میدونه تنعاس ولی وقتی ازدواج میکنی تنها تر میشی بخاطر اینکه شوهرت بیکار نیس بیس چاری با تو باشه یا حوصله نداره هرروز مثل روزای نامزدی رفتار کنه کار داره به فکر زندگیه هزار و یک مشغله داره و این باعث میشه بشی یه تنها که تنها نیس و این خودش خیلی درد داره من بازم تاکید میکنم همسر من ادم خیلی خوبیه ولی زندگی همه اینارو داره