منم دقیقا ۲۲ سالمه
از اینکه همش تو خونه بودم خسته شده بودم
به شدت بهونه گیر شده بودم و همش گریهم میگرفت
من ۱۹ سالگی ازدواج کردم درحالیکه دانشجو بودم ولی بخاطر شرایط کاری شوهرم مجبور شدم انصراف بدم
امسال میدیدم که دوستام همه لیسانس گرفتن و مشغول به کار شدن واقعا حس پوچی میکردم ... بدتر از اون این بود که حس میکردم به هیچ دردی نمیخورم... شوهرم وقتی حالمو دید گفت برو دانشگاه
حالا فردا قراره برم ثبت نام کنم دعا کن برام
تو هم بنظرم یه جوری سر خودت رو گرم کن یه حرفه یاد بگیر یا باشگاه برو هرچیزی که به شرایط زندگیت میخوره