بچه ها حالم خیلی بد شماها جای من بودید چی کار میکردید بگید چی کار کنم!۲ ماه با شوهرم دعوا داریم سر چیزای الکی به شدتی که به جدایی داشت میرسید شوهرم میگفت باید طلاق بگیریم ازت متنفرم وای تورو میبینم یه جوری میشم.تو خونه هیچی نمیخورد نه شام نه ناهار تا اینکه چند روز پیش داخل متکای شوهرم دوتا دعا پیدا کردم اولین دعا نوشته بود جدایی نگار (منم) و سیاهی و کینه مهدی(شوهرم)
دعای دوم .محبت مهدی به سحر (همکار شوهرم)
منم دعارو انداختم داخل اب روان
حالا چی کار کنم بعضی وقتام شوهرم میومد از این خیر ندیده سحر حرف میزد میگفت این جوریه اون جوریه به شوخی میگفت بگیرمش باهم زندگی کنیم