بعد آوردیمش خونه برای خدافظی من رفتم کفنشو باز کردم مامانمینا اومدن خدافظی کنن گریه...
بعد من رفتم دوباره کنار بابا برای آخرین بار ببوسمش
قبل اینکه برم گونشو ببوسم چشماشو دیدم کامل بسته بود
وقتی بوسیدمش اومدم بالا چشماش اندازه ۳ میلی متر باز شده بود
جوری که من مردمک چشمشو دیدم
باهاش چشم تو چشم شدم
اونجا یه لحظه جا خوردم ولی به کسی نگفتم تا بعد خاکسپاری