2777
2789
عنوان

امشب خیلی دلم گرفته بیاید حرف بزنیم

| مشاهده متن کامل بحث + 444 بازدید | 23 پست

من ایندفه سفت و سخت چسبیده بودم به زندگیم و بچم و شوهرم ولی چون یکم دعواهای بدی داشتیم یکم دلخوریه یادم نمیرفت

درحقیقت من و شوهرم هردو اسیب دیده بودیم بخاطر بچمون واقعا شکننده شده بودیم

باز من خیلی صبوری کردم به خانوادش چندین بار گفتم باز شروع کرده اهمیت نمیدادن میگفتن تو چیزی نگو کاری نداشتباش خودش میزاره کنار ، روز بروز شوهرم بدتر میشد و من میدیدم چطور عذاب میکشه ولی کاری ازم برنمیومد

شغل دولتی داشت ایندفه ام ۲۰روز نمیرف سرکار بیکار میشد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من ایندفه سفت و سخت چسبیده بودم به زندگیم و بچم و شوهرم ولی چون یکم دعواهای بدی داشتیم یکم دلخوریه ی ...

یروزی که خیلی توهمش بالا بود یعنی دوسه هفته بود که خیلی بالا بود امااون روز دیگه خیلی ترسناک بود و انگار یه نفر دیگه بود درارو قفل کرده بود کلیدارو قایم کرده بود گوشیمو گرفتبود و چاقو بدست توخونه میچرخید و همونجا جلوی ما شیشه ام میکشید گوشیمو داد گف زنگ بزن خانوادت بیان دنبالت منم زنگ زدم از ناچاری، چون واقعا خیلی ترسیده بودم دیگه بابامم اومد و بمن گفتن پس تو این بچرم ببر که ما اینو ببریم درمان کنیم چون ما نمیتونیم این بچرو نگه داریم، حالاالان یماه بشتره من خونه بابامم ازونا خبری نیست میگن عیبی نداره تو بمون اونجا تو بیای باز میره معتاد میشه خب من میمونم ولی این بچه خیلییی اذیت میکنه مامانم و بابام دیگه خسته شدن بیچاره هت نظم زندگیشون بهم خورده

من زندگیمو شوهرمو دوسدارم نمیخوام خرابش کنم افسار زندگیمون افتاده دست خانوادش قبلا اصلا جرئت دخالت نداشتن اما الان که شوهرم مریض شده جولان میدن ، شوهرم افسردگی هم گرفته ولی من مطمئنم دوقطبی هم شده

من چیکار کنم اخه  بچم ازینور کلاسای کاردرمانیشو نرفته داره پسرفت میکنه اینجا شهر کوچیکه کاردرمانی نداره

الهی بمیرم برات سیماجان😔😔چی بگم خواهرم ازخداوحضرت عباس براارامش خودتو سلامتی بچت وهمچنین روبراه شدن زندگیت  دعامیکنم امیدوارم همسرت سرش به سنگ بخوره و ترک کنه نمیگم جداشو چون میدونم زندگیتو دوس داری ولی بارهابهش فرصت دادی و متاسفانه دوباره لغزش داشته خوانوادشم که میگن نیا که دوباره نره سمت مواد واین اصلاراه حل خوبی نیستش بنظرمن تصمیم عاقلانه بگیر نه احساسی خودم زندگی سابقم باهمچین ادمی زندگی کردم همش بدنم میلرزید که بلایی سرمون نیاره میفهممت ابجی ولی این همه تنش تاکی آخه؟😔😔ارامش حق تو و بچتم هست چرا بایداینهمه استرس و اضطراب و تحمل کنی اخه؟😔😔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

وااای

soniiiiii1234 | 5 ثانیه پیش

میلی گلد

هلی83 | 27 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز