از شوهرم کتک خوردم و بخاطر خیانتش بود و گفت برو اونور من دنبال توضیح بودم ازش گفته بود من نمیخوامت و اینا قرار بود توافقی جداشیم که من وایسادم جلوش که گفت تا دو سه شماره نری میزنمت و انقد منو زد سرم درد گرفت ساعد دستم اهرم کردم کبود شد . همسایه ها در زدن اعتنا نکرد. گوشیمو از دستم گرفت کلیدارم میخواست گفتم دستم نیس ندارم. انقد بیحال شده بودم همش با حرفاش داشت اذیتم میکرد میکشمت باباتو سرشو قطع میکنم اگه بیام ببینم خونه نیستی. خیلی تهدیدم کرد واقعا ترسیدم. گفت هرشب کتکت میزنم کر و کورت میکنم. شب خوابیدیم بعد اینکه رفت دنبال کلید گشتم درو قفل کرده بود پیدا کردم باز کردم. از آسانسور زنگ زدم ۱۱۰ به مادرم زنگ زدم چیکار کنم گفت بابات با مامور میاد. صورت جلسه کرد نامه زد پزشک قانونی رفتیم. از سرکار اومده بود دیده بود من نیستم زنگ میزد دنبال ما میگشت بابابزرگم زنگ زده بود اینا کجان زن منو دزدیدن خبر نداشت با اگاهی مامور رفتم. دو شبه نتونستیم بریم خونه بابام تهدیدمون کرده پیدامون کنه میکشتمون. چون داس داره تو ماشین و الانم خون چشاشو گرفته همه جا دنبال ما میچرخه. شکایت کردیم و مهرمو فعلا گذاشتم اجرا تا ابلاغیه بیاد. ولی میترسم روانی تر بشه . چون آب از سرش گذشته. محل کار داداشم رفته بود سراغشو میگرفته. دور و ور خونه بابام و روستا دنبالمون اومده بود. بیشتر دنبال منه که سر به نیستم کنه یا زندانیم کنه شکنجم بده تا جون بدم. خدا و مقدساتو اصلا قبول نداره انگار روحشو به شیطان فروخته خیلی ترسناکه همش دلشوره دارم. داداشم امتحان داره شنبه میترسیم بفرستیمش بره مدرسه. پلیسم میگه حکم قضایی نباشه نمیشه کاری کرد. الان آوارهایم نمیدونیم چیکار کنیم از دستش. اگه زندانم بره دربیادم باز دنبال انتقامه و حتما یه خون میریزه . فقط معجزه میخوایم از خدا دعا کنید برا خودم و خانوادم مسالمت آمیز تمومش کنه بره محتاجم به دعاهاتون
اره از جون خودشون میترسن مامورا، الکی اسم امنیت یدک میکشن. غصه من اینه بخاطر وجود من خانوادم افتادن تو مصیبت تو همچین وضعیتی گرفتار شدن، خودم میترسم اینارم میترسونم