لطفاً قضاوت نادرست نکنید ده سال قبل باهم تو دوره کاردانی هم کلاسی بخاطر اون وقتی فهمیدم میره دوره های امداد و نجات منم رفت بلاخر بعد یک سالو نیم اتفقی دیدمش یه مدت خیلی کوتاه در ارتباط بودیم کمتر از سه ماه (فقط در حد چت اصلا باهاش بیرون نرفت یودم )من اون موقع ها خیلی دوست ش داشتم پسر با احساسی بود ولی یه روز بدون دلیل رهام کرد بدون خداحافظی بدون هیچی بعد ها ار دیگران شنیدم که ازدواج کرد ه منم قبول کرده بودم دوستم نداشته و... امروز سر ایستگاه اتوبوس منتظر ماشین بودم جلوم ترمز کرد میدونستم پسر سالمی واهل رابطه ج نس ی خارج از عرفنیست سوار شدم گفت برات کار پیدا میکنم پسر قبل اعتمادی بود بهش اعتماد دارم شمارمو گرفت تا بهم اطلاع بده از این حرفها ، مرکز شهر پیاده شدم تو دلم خالی شده بود احساس داشتم بهش هنوز بهم پیام داد منم سر سنگین برهورد کردم اپالا رهام کرده بود دوما ازدواج کرده بود ناراحت بود گفت ازت نارحتم که اینقدر باهام سنگین و خشک برخورد میکنی منم گفتم فکردی من خوشحالم منم ازت عصبانی و نارحتی تو بودی که رهام کردی تو بودی که تنهام گذاشتی گفت بزار برات جبران کنم گفت دنبالم گشته ولی پیدام نکرده اخ من بعدچند سال شماره مو عوض کرده بودم گفت گوشیش که شماره من توش بوده سوخته و نتونست پیدام بهش گفتم نمیخوام نفر دو زندگی مردی باشم نمیخوام بخودم بی احترام کنم نمیخوام به همجنسم خیانت کنم من برای هم جنس خوذم احترام قائل ام
راحت برداشت کردی
راحت قضاوت کردی
راحت هم خداحافظی کردی
ولی من بعد سالها بهت امروز رسیدم
و اشکالی نداره بازم غصه نبودتو میخورم.
من نهایت چندوقت بعد جدا میشم ازش. ممنونم که بهش ارزش و احترام میزاری رسیدم به تو چون دوس داشتم قبل مرگم هم شده یه دقیقه ببینمت که موفق شدم
آره جدا میشم، توافقی
من هم بلاکش کردم و درطول چت کلی گریه کردم ای کاش سوار ماشینش نشده بودم که این همه غصه نخورم