این روزا استرسم زیاد فکرکنم اولین فردی باشم ک روزی چندبارتاپیک میزارم قراره همسرم منوببره بیرون واسه روز زن وبهم گفت بریم جایی هم تفریح هم ب مناسبت روز زن کیک بگیریم شبم بمونیم، بابام وداداشم چندشب پیش تهدیدم کردن بیاد سراغت ابروشومیبریم من موندم الان عقدم چکارکنم همسرمم ادم بشدت لجبازی کسی باهاش کل بندازه کوتاه نمیادمیترسم بحث درست بشه چکارکنم؟؟؟؟
موندم به چی فکر میکنن اینقد دخترها رو اذیت میکنن دیگه شوهرته غریبه که نیست حالا شما میونه رو بگیر به همسرت هم اگه ممکنه لج کنه نگو بابات و داداشات چی گفتن
فقط به شب حساسن انگار روز نمیتونن کاری انجام بدن ... 😤 اخه وقتی عقد کردن این حساسیتهای بیجا چه معنی میده ...
❤دنبالِ مردی نباش که موهاتُ ببافه ... مـردی رو بخواه که بتونی بدونِ ترس باهاش رویا ببافی ...مردی که بلد باشه برات لاک های رنگ و وارنگ بزنه خیلی جذابه ولی از اون جذاب تر مردیه که بتونه دنیاتُ، خوابهاتُ رنگی کنه ... مردهایِ زیادی بلدن درِ ماشین رو برات باز کنن اما مردایِ کمی هستن که بلد باشن گره هایِ کورِ اخم هاتُ، گرفتگیِ دلتُ باز کنن ... میشه کفشِ پاشنهدار پوشید و برایِ زمین نخـوردن به مردهایِ زیادی تکیه کرد اما مردی که تکیهگاهِ روزهایِ بی کسیات باشه و پناهِ بیپناهیات کجا و مردهایِ موقتیِ یه روزه و یک ماهه کجـا ... عزیزم مردهایِ زیادی هستنـد که بلدن با کارایِ جذاب سرِ ذوقت بیارن اما موقتی و زودگذرن ... جذابیتشون یه جایی ته میکشـه ... میدونی آخه آدما از یه جایی به بعد از خودشون نبودن، از خوب بودنهایِ الکی و اجباری خسته میشن ... اونوقته که یا میرن یا بد میشن ... اما مردهایِ واقعی اونهایی که بلـد نیستن خیلی کارایِ فوقالعاده انجام بدن ، همونا که میتونن امروزتُ بسازنُ فـرداتُ ، اومـدن که بمـونن ... اونایی که با تمامِ معمولی بودنشون، جـذابن و با همه یِ سادگیشون فوقالعاده ...این مـردا یه قلبِ صاف دارن که تقدیمت میکنن و "دوستت دارم"هاشون نفوذ میکنه تهِ تهِ روحت و عشق تهنشین میشه تو دلت ... اگه یکی از همینهارو داری، یه جایِ خوب تو دنیات قایمشون کنُ تا میتونی دوسشون داشته باش ... خدا تعداد محدودی ازشون ساخته و یه نمونهاشُ واسه تو کنار گذاشته ... از دستش نده❤