2777
2789
عنوان

مادرشوهرم 🤫

| مشاهده متن کامل بحث + 567 بازدید | 29 پست

مادر شوهر من به من می گفت نیایین پام درد می کنه به پسرش می گفت تو بیا یادی از من وخواهرات نمی کنی

خدایا شکرت.  پیرو فیک بودن بعضیا  امشب دلم می خواست منم فیک بودم دردام همه ساخته خیالاتم بود همه ی همش برای این بود که نی نی سايت‌یها بهم توجه کنن کاش نوجوانی بودم که همه رو سر کار گذاشته  یا مردی بودم که میون زنا خودمو بانو جا زدم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اگه همسرت زنگ میزد هم میگفت نیاین؟

من یک دختر چادریم،چادرم مشکیه.ولی تمام لباسهای خونگیم صورتیه...من یک دختر محجبه ام،خنده هام توی خیابون بلند نیست ولی  فضای خونه پر از خنده های شاد منه...چادرم مشکیه ولی دل مرده نیستم...من محجبه ای دلشادم،چون خدا رو دارم...خداجونم ممنونم که دارمت،خدایا شکرت🤲😍 سلامتی وظهور امام زمان صلوات(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

بهتر

دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......

 منم مادرشوهرم اومده بود خونمون ی هفته موندن بعد الکی برگشتم بهش گفتم حالا ک میخاید برید شهر خودتون منم میخام باهاتون بیام یکم حال و هوام عوض شه یهو مادرشوهرم برگشت گفت عع واقعاا؟؟🤨انگار از ی چیزی ترس داشت نمیدونم چی ولی انگار راضی نبود ک من برم خونشون من ک کلا قصدم این نبود برم همینجوری خاستم ببینم چی میگه ما اخرین بار پارسال عید بود از خونه مادرشوهرم اینا دراومدیم بیرون و بعد اونم دیگه نرفتیم خونشون ولی اونا هر دوماه ی بار میان خونه ما .و لنگر میندازن😏

 منم مادرشوهرم اومده بود خونمون ی هفته موندن بعد الکی برگشتم بهش گفتم حالا ک میخاید برید شهر خو ...

اخه چرا اینجوری میکنن ؟

بخدا من یه بار بدی نکردم بهشون همیشه خوبی میکنم😢

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792