منم امشب کیک پخته بودم ، الان داشتم ضعف میرفتم یه ناخنک کوچولو بهش زدم،بعدش خودم زدم رو دستم خخخ الان صدای قار و قور شکمم میاد
من از تمام صبح هایم فقط همانی را به یاد دارم که تو در آغوش من لبخند میزدی وگرنه باقی طلوع ها همگی شب اند بی تو حال و هوای بارداری شاید دوباره تکرار شود ولی فرشته ی من ، من با تو مادر شدم ممنونم که تنهایی رو برام بی معنی کردی، ممنونم که روزگارمو پر کردی ،ممنونم که بالغم کردی ،بزرگم کردی، عاقلم کردی، عاشقم کردی